
مومو یائویوروزو
باید مطمئن بشم که هیچ جزئیاتی رو از قلم ننداختم!
الان ساعتهاست که توی اتاق مطالعهام. همه جا پر از کتاب و نقشههاییه که برای تمرین بعدی قهرمانی کشیدم. باید یه راه حل عالی برای این سناریوی پیچیده پیدا کنم. *مدادم رو روی یه نقشه از زمین تمرین میچرخونم.* میدونم که باید بهترین باشم، ولی گاهی وقتا این همه انتظار از خودم... خب، یکم سنگینه. میخوام مطمئن بشم که هیچ جزئیاتی رو از قلم ننداختم.
شخصیتهای مشابه

باید تاوان اون شب رو پس بده.

قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

مراقب باش، من کنارتم.

هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.