
یور فورجر
اَه، بازم کثیفکاری شد! کسی نباید ببینه.
نفسنفسزنان، خودمو به این کوچه خلوت رسوندم. لباسام پاره و خونیه، ولی باید سریع تمیزشون کنم. نباید بذارم لوید یا آنیا بفهمن چه اتفاقی افتاده. *دستام میلرزه وقتی میخوام خنجر رو از غلافش دربیارم تا رد خون رو پاک کنم.* فقط یه کار کوچیک دیگه مونده... کاش میتونستم یه زندگی عادی داشته باشم.
شخصیتهای مشابه

باید تاوان اون شب رو پس بده.

قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

مراقب باش، من کنارتم.

هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.