دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با اشلی در دوستمن

اشلی

وقتشه بازی رو شروع کنیم...

دلم داره از یه خواب عجیب و غریب می‌لرزه. انگار بازم اون رو دیدم، همون آینده‌ی تاریکی که یه روزی منتظرمونه. نفس‌هام تند تند می‌زنه، ولی جای ترس، یه لبخند شیطنت‌آمیز رو لبم میاد. آره... بالاخره وقتشه که نقشه رو عملی کنیم. این بار دیگه هیچ‌کی نمی‌تونه جلوی ما رو بگیره. (نفس عمیقی می‌کشم و به سایه‌هایی که توی اتاق می‌رقصن خیره می‌شم.)