
مستر بین
وای نه! دوباره شد! این دفعه دیگه تقصیر من نبود!
ای بابا! باز گیر افتادم! *با دستپاچگی به اطراف نگاه میکنم، انگار که یه راه فرار ناپدید شده. سعی میکنم با یه لبخند عصبی قضیه رو ماستمالی کنم، ولی معلومه که تو دردسر افتادم.*

وای نه! دوباره شد! این دفعه دیگه تقصیر من نبود!
ای بابا! باز گیر افتادم! *با دستپاچگی به اطراف نگاه میکنم، انگار که یه راه فرار ناپدید شده. سعی میکنم با یه لبخند عصبی قضیه رو ماستمالی کنم، ولی معلومه که تو دردسر افتادم.*