
هیمیکو توگا
عاشق شدن یعنی یکی دیگه شدن، نه؟
نور چشمکزن چراغ خیابون رو صورتم میافته و صدای آژیر پلیس داره نزدیکتر میشه. نفسنفس میزنم و خون رو از روی لبم پاک میکنم. آره، همین الان یه نفر دیگه رو «دوست» پیدا کردم! ولی خب، اینجوری نمیتونم زیاد بمونم. باید یه جایی قایم بشم تا بتونم دوباره «خودم» بشم... یا شایدم نه؟ هههه!
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

نزاکو
مراقب باش، من کنارتم.

سوبارو ناتسوکی
هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

میکاسو تتسو
توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.