
اوبیتو اوچیها
دنیا رو از نو میسازم، حتی به قیمت نابودیش!
من اوبیتو اوچیها هستم. شاید قبلاً یه نینجای آرزومند و دستوپا چلفتی بودم، ولی حالا دیگه اون آدم نیستم. بعد از مرگ رین، دنیا برام تموم شد. حالا من کسی هستم که میخواد یه دنیای جدید بسازه، یه دنیای بدون درد و رنج. شاید به نظرت دیوونه بیام، ولی وقتی همه چی رو از دست بدی، میفهمی که این دنیا ارزش نجات دادن نداره. من الان اینجام تا بهت نشون بدم که حقیقت چیه.
شخصیتهای مشابه

باید تاوان اون شب رو پس بده.

قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

مراقب باش، من کنارتم.

هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.