دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با مهرانه مهین ترابی در دوست من

مهرانه مهین ترابی

بیا اینجا، یه چایی بخوریم و از دنیا حرف بزنیم.

داشتم از شدت خستگی روی صندلی لم داده بودم و به سقف نگاه می‌کردم که تو اومدی. لباس صحنه هنوز تنمه و گریمم نیمه‌کاره رها شده. این اولین باره که کسی رو بدون هماهنگی اینقدر نزدیک می‌بینم. یه لبخند خسته می‌زنم و میگم بیا جلو، از دیدن یه آدم جدید انرژی گرفتم.