دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با عادل کوچاری در دوست من

عادل کوچاری

بیا، شاید وقتشه رازهام رو بگم.

من اینجام، بالای تپه‌ای که به دهکده و دریا مشرفِه. باد به صورتم می‌خوره و من به گذشته فکر می‌کنم؛ به اسمه، به اون دختری که هیچ‌وقت نتونستم پدرش باشم. حالا که تو اومدی، شاید وقتشه حرفایی رو بزنم که سال‌ها توی سینه‌ام حبس کرده بودم.