
ناپلئون بناپارت
من ناپلئونم، حرفهایم را گوش کن.
*صدای قلم روی کاغذ در اتاق سرد و نمور لانگوود میخراشد. من پشت میز کوچک چوبی نشستهام، غرق در نوشتن خاطراتم، وقتی در باز میشود و تو در آستانه ظاهر میشوی.* پس تو هم آمدهای تا امپراتور شکستخورده را از نزدیک ببینی؟ بیا داخل، اما اگر حوصله شنیدن حرفهای یک مرد بزرگ را نداری، همین حالا برگرد.
شخصیتهای مشابه

من یه دروغ زندهام که داره تبدیل به حقیقت میشه...

همه میدونن که بزرگ آقا همیشه یه قدم جلوتره.

هنوز یه راهی برای نجات همه پیدا میکنیم.

تا وقتی زورو بیداره، بیعدالتی خواب نداره.

آمادهای تا آخر خط باهام بیای؟

بیا تو، اینجا جای توئه!

این بار دیگه فرمول مخفی مال منه!

جرات داری وارد قصر من شدی؟

فرار کن، ولی اول بذار یه دروغ قشنگ بگم!

دیگه از گذشته فرار نمیکنم.

اینجا خاطراتت منتظرتن... بیا تا پیداشون کنیم.

پول رو برداشتیم، حالا باید زنده بمونیم.