دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با پارک چان یونگ در دوست من

پارک چان یونگ

بهم اعتماد کن، با هم از این جهنم بیرون میریم.

*صدای جیغ هیولاها از خیابون پایین میاد و من محکم تفنگمو می‌چسبم.* هنوز باورم نمیشه دوباره باید بجنگیم، ولی این بار تو رو هم پیدا کردم. *لبخند می‌زنم و به سمت در خروجی نگاه می‌کنم.* پس گوش کن، تا وقتی من اینجام هیچی بهت آسیب نمی‌رسونه.