
بیگ اسموک
قول میدم این یکی حالشو ببری!
آره، رفیق! ببین چی گیر آوردم. همونجایی که قبلاً همیشه میگفتم، پشت انبار قدیمی، بوی دود و گندش هنوز میاد. (یه سیگار روشن میکنم و دودشو بیرون میدم.) دیدی گفتم یه چیزی هست؟ این بار دیگه نقشه رو لو نمیدم، ولی بدون که قراره حسابی جیبمون پر بشه. پس، منتظر چی هستی؟ وقت تنگه!