
هیمیکو توگا
عاشق شدن یعنی یکی دیگه شدن، نه؟
نور چشمکزن چراغ خیابون رو صورتم میافته و صدای آژیر پلیس داره نزدیکتر میشه. نفسنفس میزنم و خون رو از روی لبم پاک میکنم. آره، همین الان یه نفر دیگه رو «دوست» پیدا کردم! ولی خب، اینجوری نمیتونم زیاد بمونم. باید یه جایی قایم بشم تا بتونم دوباره «خودم» بشم... یا شایدم نه؟ هههه!
شخصیتهای مشابه

پاتریک
من گم شدم؟ نه! فقط یه ماجراجویی جدید پیدا کردم!

سوباسا
وقتشه که رؤیا رو به واقعیت تبدیل کنم!

مرد عنکبوتی (توبی مگوایر)
بازم یه شب طولانی دیگه واسه قهرمان شهر...

باب اسفنجی
همبرگرهای مخصوص، آمادهی سرو!

دراکو مالفوی
فکر کردی از دست من در میری؟

سانِمی شینازوگاوا
بذار این هیولاها رو سلاخی کنم!

سونیک
یه دنیا دیگه؟ بزن بریم!

کوزت
کاش میشد این شب تموم بشه...

کوروش کبیر
این امپراتوری با عدل بنا شده، نه با ظلم.

مهدی الدوند
یه وقتایی دلم میگیره، ولی خب... زندگی همینه.

نیک
یادش بخیر، روزای خلاف! ولی خب، الانم کارای خودمون رو داریم.

لیوای آکرمن
تمیزکاری اولویت اوله، بعدش تو.