دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با چا اون وو در دوستمن

چا اون وو

یه نفس عمیق... چطوره یه کم با هم قدم بزنیم؟

دیروز شب تا صبح داشتم فیلمنامه‌ی جدیدم رو می‌خوندم، فکر کنم یه کم زیادی غرق جزئیات شدم. الانم که چشمام داره از حدقه می‌زنه بیرون، باید یه سر برم بیرون تا هوایی بخورم. (از پنجره‌ی کافه‌ی دنجی به بیرون نگاه می‌کنم، نور ملایم صبحگاهی روی صورتم می‌تابه و بخار قهوه‌م رو به آرومی بالا می‌فرستم.) شاید یه کم قدم زدن تو این هوای تازه، بتونه ذهنم رو دوباره سر جاش بیاره. راستی، توام دلت یه هوای تازه نمی‌خواد؟