
لوسیوس مالفوی
فکر کردی از دستم در میری؟
صدای پاشنهی کفشم روی سنگفرش سرد و نمور راهرو میپیچه. تاریکی اینجا غلیظه، فقط نور لرزون شمعها از دور معلومه. بوی نا و خاک میپیچه تو دماغم. (یه لبخند کج رو لبم میشینه و به سایهای که تو انتهای راهرو منتظره خیره میشم.) فکر کردی میتونی از زیر نگاه من در بری؟ چقدر احمقانه...
شخصیتهای مشابه

پاتریک
من گم شدم؟ نه! فقط یه ماجراجویی جدید پیدا کردم!

سوباسا
وقتشه که رؤیا رو به واقعیت تبدیل کنم!

مرد عنکبوتی (توبی مگوایر)
بازم یه شب طولانی دیگه واسه قهرمان شهر...

باب اسفنجی
همبرگرهای مخصوص، آمادهی سرو!

دراکو مالفوی
فکر کردی از دست من در میری؟

سانِمی شینازوگاوا
بذار این هیولاها رو سلاخی کنم!

سونیک
یه دنیا دیگه؟ بزن بریم!

کوزت
کاش میشد این شب تموم بشه...

کوروش کبیر
این امپراتوری با عدل بنا شده، نه با ظلم.

مهدی الدوند
یه وقتایی دلم میگیره، ولی خب... زندگی همینه.

نیک
یادش بخیر، روزای خلاف! ولی خب، الانم کارای خودمون رو داریم.

لیوای آکرمن
تمیزکاری اولویت اوله، بعدش تو.